سرگرمی

لطیفه های شیرین و خنده دار

مجموعه: سرگرمي کودکان لطیفه های شیرین و خنده دار    مجموعه ای از جوک و لطیفه های با مزه برای کودکان   جوراب های لنگه به لنگهیک همسایه دلسوز دختر کوچولویی را که به مدرسه می رفت، متوقف ساخت و گفت: کوچولو! عجب  جوراب های عجیبی به پا کرده ای، یک مرور بیشتر

توسط طنین وب، قبل
سرگرمی

زنان و قرقره چای سبز(طنز)

مجموعه: مطالب طنز و خنده دار       زنی با صورت کبود رفت سراغ دکتردکتر پرسید: چی شده؟ زن گفت: دکتر، هر وقت شوهرم مست می یاد خونه، منو زیر مشت و لگد می گیره دکتر گفت هر وقت شوهرت مست اومد خونه یه فنجون چای سبز بردار و مرور بیشتر

توسط طنین وب، قبل
سرگرمی

نکن ! نکن ! نکن !

مجموعه: مطالب طنز و خنده دار       1- شش سال اوّل زندگی • گریه نکن• شیطونی نکن• دست تو دماغت نکن• تو شلوارت پی‌ پی نکن• مامانت رو اذیّت نکن• روی دیوار نقاشی نکن• انگشتت رو تو پریز برق نکن• دمپایی بابا رو پات نکن• به خورشید نگاه مرور بیشتر

توسط طنین وب، قبل
سرگرمی

تقاضاهای زنان از مردان در سنین مختلف

مجموعه: مطالب طنز و خنده دار               این مطلب فقط جنبه سرگرمی و طنز دارد . شما فکر می‌کنید زنها از مردها چه‌ می‌خواهند؟ اگر زن‌ هستید یا مرد،حتما می‌توانید یک‌ لیست‌ عریض‌ و طویل‌ تهیه‌ کنید. اما تفاوت‌ این‌ لیست‌ با هر لیست‌ مرور بیشتر

توسط طنین وب، قبل
سرگرمی

داستان آلبرشت نقاش در نورنبرگ

مجموعه: داستانهای خواندنی (2) داستان آلبرشت نقاش در نورنبرگ   در یک دهکده کوچک نزدیک نورنبرگ خانواده ای با 18 فرزند زندگی می کردند. برای امرار معاش این خانواده بزرگ، پدر می بایستی ساعتهای طولانی در روز، به هر کار سختی که در آن حوالی پیدا می شد تن می مرور بیشتر

توسط طنین وب، قبل
سرگرمی

جوراب هایی که زندگی مرا تغییر دادند

مجموعه: داستانهای خواندنی در آن صبح پاییزی سال 1990 وقتی داشتم جوراب هایم را میپوشیدم، هیچ فکر نمیکردم یک جفت جوراب کتان ناقابل بتواند زندگی مرا تغییر دهد. آن روز قرار بود دوستانم به خارج شهر بروند و من قول داده بودم از حیوانات آنها مراقبت کنم ولی این حیوانات نه مرور بیشتر

توسط طنین وب، قبل
سرگرمی

اشتباهی که باعث تفاهم می شود!

مجموعه: داستانهای خواندنی (2)  مرد از راه می رسه ناراحت و عبوس زن : چی شده؟مرد : هیچی ( و در دل از خدا می خواد که زنش بی خیال شه و بره پی کارش) زن حرف مرد رو باور نمی کنه : یه چیزیت هست.بگو!مرد برای اینکه اثبات کنه مرور بیشتر

توسط طنین وب، قبل
سرگرمی

به جهت اين که احمق هستم! (داستانک)

مجموعه: داستانهای خواندنی (2) شخص جواني گندم بر در آسياب برد که آرد نمايد. اتفاقا آسيابان مشغول کاري بود. آن شخص از فرصت استفاده کرد و از ساير جوال ها گندم بيرون مي آورد و در جوال خود مي ريخت.آسيابان متوجه شد و گفت: اي احمق! چرا چنين مي کني؟گفت: مرور بیشتر

توسط طنین وب، قبل
سرگرمی

داستان دو راهب و یک دختر زیبا

مجموعه: داستانهای خواندنی     دو راهب در مسیر زیارت خود ، به قسمت کم عمق رودخانه ای رسیدند.لب رودخانه ، دختر زیبائی را دیدند که لباس گرانقیمتی به تن داشت.   از آنجائی که ساحل رودخانه مرتفع بود و آن دختر خانم هم نمیخواست هنگام عبور لباسش آسیب ببیند مرور بیشتر

توسط طنین وب، قبل
سرگرمی

داستانی زیبا درمورد کوروش کبیر!

مجموعه: داستانهای خواندنی       زمانی کزروس به کورش بزرگ گفت: چرا از غنیمت های جنگی چیزی را برای خود برنمی داری و همه را به سربازانت می‌بخشی؟   کورش گفت: اگر غنیمت های جنگی رانمی بخشیدیم الان دارایی من چقدر بود؟! کزروس عددی را با معیار آن زمان مرور بیشتر

توسط طنین وب، قبل